نانوایی
دیشب ساعت یازده دختر همسایه دوست جون نرگس خانم اومده بودن نون بگیرن.نرگس در رو باز کرد و به آقای پدر گفتن نون می خوان بعد هم رفت سراغ تی کشیدن سرامیک ها
ادامه نوشته
یه دفعه رو به من و باباش با خنده گفت مامان دوستم فک کرده خونه ی ما نوتوایی ست
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 17:25 توسط مامان نرگس
|